حسن حسن زاده آملى

35

رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم (فارسى)

يك از مربعات وفقى با همه كثرت اعداد مشتمل بر وحدت در عين كثرت است وحدتى را كه عارف گويد همين است كه وجود را واحد شخصى مىداند يعنى حق را واحد به وحدت حقه حقيقيه مىداند يعنى وحدت مطلقه منزه از اطلاق و تقييد نه اطلاق در مقابل تقييد كه خود تقييد است بلكه مطلق است به اطلاق احاطى صمدى عينى كه جميع كلمات وجوديه شجون شئون ذاتيه حق و ظهورات نسب اسمائيه حق‌اند ، هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ از اين معناى منيع در صحف عارفان بالله تعبير به وحدت وجود مىشود يعنى وجود صمد حق كه وجود مطلق و مطلق وجود است كه او را نه مبدا متصور است و نه منتهى و نه ثانى تا ثانى را ضد وند و شريك و مثل و از اين گونه عبارات اعتبار كنى و از اين معنى رفيع در زبر اقدمين به بسيط الحقيقه كل الاشياء يا الحق سبحانه وجود غير متناه تعبير شده است و به لسان قرآن مجيد الصمد است و به تفسير ائمه دين عليهم السلام كه الواح ارواحشان محال ارقام اقلام الهامات حقانى مىباشد : الصمد الذى لا جوف له آن كه اجوف است صمد نيست و در روايتى به ملائكه اطلاق صمد شده است و لكن صمد حق هو الله احد الله الصمد است اين است معنى صدق و حق وحدت وجود كه در كلمات مشايخ اهل توحيد سائر است و لسان صدق برهان صديقين بدان ناطق است نه چنان كه متقشفين و متوغلين در كثرت پندارند كه ان بعض الظن اثم نكته ها چون تيغ پولاد است تيز * گر ندارى تو سپر وا پس گريز پيش اين الماس بى اسپر ميا * كز بريدن تيغ را نبود حيا كرده اى تاويل حرف بكر را * خويش را تاويل كن نى ذكر را آدم اولياء الله و برهان الموحدين حضرت وصى عليه السلام فرمود : داخل فى الاشياء لا كشىء داخل فى شىء و خارج من الاشياء لا كشىء خارج من شىء ( 24 ) و فرمود : توحيده تمييزه عن خلقه و حكم التمييز بينونه صفه لا بينونه عزله ( 25 ) و فرمود : و البائن لا بتراخى مسافه ، بان من الاشياء بالقهر لها و القدره عليها و بانت الاشياء